السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

287

تفسير الميزان ( فارسي )

حق ندارد داخل مسجد الحرام شود ، قريش بسيار ناراحت شده گفتند : تجارت ما از بين رفت ، و زن و بچه ما بيچاره شدند و خانه هايمان خراب شد . پس خداى تعالى اين آيه را نازل كرد : * ( « قُلْ ) * - يا محمد - * ( إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَأَبْناؤُكُمْ وَإِخْوانُكُمْ وَأَزْواجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ ) * . . . * ( وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ » ) * « 1 » . مؤلف : بنا بر اين روايت ، جا داشت جمله * ( « حَتَّى يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه » ) * در اين آيه به كسادى بازار و باز شدن در ديگرى از روزى براى آنان تفسير شود ، هم چنان كه نظيرش در ضمن آيات بعد از اين آيات آمده ، مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ » . بلكه مىتوان گفت بنا بر اين روايت ، اصلا مورد هر دو آيه يكى است ، و ليكن ميان اين دو آيه از نظر لحن فرق بسيار است ، در آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » لسان ، لسان رفق و احترام است ، و در آيه * ( « إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَأَبْناؤُكُمْ » ) * با در نظر داشتن آخر آن كه مىفرمايد : * ( « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ » ) * لسان ، لسان خشونت است ، پس نمىتوان گفت كه خطاب در اين دو آيه به اشخاص واحدى است . علاوه بر اينكه ، در آيه مورد بحث گفتگو از دوستى پدران و فرزندان و عشيره و اموال است ، و اين مطلب در روايت خاطرنشان نشده ، و اگر قريش از ضايع شدن پدران و فرزندان و همسران و برادران و اموال نمىترسيدند پس چرا آيه آنها را ذكر كرد ، و در صورت ترجيح محبت آنها بر محبت خدا و رسول ، تهديدشان كرده ؟ و نيز در اين صورت اسم جهاد را در آيه بردن چه معنايى دارد ؟ - دقت فرمائيد . و در الدر المنثور است كه احمد و بخارى از عبد اللَّه بن هشام روايت كرده‌اند كه گفت : ما با رسول خدا ( ص ) بوديم ، حضرت دست عمر بن خطاب را گرفته بود ، عمر گفت : يا رسول اللَّه ! به خدا سوگند تو در دل من از هر چيز ديگرى غير از جانم محبوبترى . حضرت فرمود : احدى از شما ايمان نياورده مگر وقتى كه من از جانش هم محبوبتر باشم « 2 » .

--> ( 1 ) تفسير قمى ج 2 ص 284 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 223